اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: شعر محرم

  1. #1

    عضو كوشا
    تاریخ عضویت : جنسیت December 2015
    صلوات : 97453 دلنوشته : 70
    برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی... آغاز اصالت خوب همین است که... نخواهی چیزی باشی که نیستی
    نوشته : 134 تشکر : 20
    مورد تشکر: 58 در 44 پست
    دریافت : 0 آپلود : 0
    وبلاگ : 0
    خادم مهدی آنلاین نیست.

    شعر محرم




    ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
    آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام
    در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین
    ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام
    پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره
    اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام
    ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل
    وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام
    نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام
    اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام
    من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام
    آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام
    بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین
    اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام
    ************************************************** ************************************************** ************************************************** *******
    از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
    یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
    بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
    بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
    اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید
    محشر الله الله است می دانی چرا؟
    یک بغل باران الله الصمد آورده ام
    نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
    راه عقل از آن طرف راه جنون از این طرف
    راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
    از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
    فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟
    از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
    انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
    از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
    باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

  2. تشكر : معصومه 313 (10/10/2016)
  3.  

  4. #2

    عضو كوشا
    تاریخ عضویت : جنسیت December 2015
    صلوات : 97453 دلنوشته : 70
    برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی... آغاز اصالت خوب همین است که... نخواهی چیزی باشی که نیستی
    نوشته : 134 تشکر : 20
    مورد تشکر: 58 در 44 پست
    دریافت : 0 آپلود : 0
    وبلاگ : 0
    خادم مهدی آنلاین نیست.



    از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
    یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
    بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
    بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
    اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید
    محشر الله الله است می دانی چرا؟
    یک بغل باران الله الصمد آورده ام
    نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
    راه عقل از آن طرف راه جنون از این طرف
    راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
    از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
    فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟
    از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
    انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
    از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
    باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

  5. تشكر : معصومه 313 (10/10/2016)
  6. #3

    عضو آشنا
    تاریخ عضویت : جنسیت February 2016
    صلوات : 313 دلنوشته : 1
    هرگاه در میان مشکلات قرار گرفتید، سیل صلوات به راه اندازید؛ زیرا آن سیل، حتما مشکلات را با خود می برد
    نوشته : 25 تشکر : 106
    مورد تشکر: 10 در 6 پست
    دریافت : 1 آپلود : 0
    وبلاگ : 0
    معصومه 313 آنلاین نیست.



    نی، ناله کرد و باز ترنم، شروع شد
    فصل هبوط آدم و گندم، شروع شد

    دریای بی‌کران شهادت، که موج زد
    توفان نوح بود و تلاطم شروع شد

    از «برکه‌ی غدیر»، «محرّم» طلوع کرد
    سر مستی «حبیب» هم از «خم» شروع شد

    باران اشک شیفتگان غم حسین
    «تا گفتم: السلام علیکم شروع شد»

    روح دعا، به نام «اباالفضل» چون رسید
    غوغایی از توسل مردم شروع شد

    وقتی گلوی نازک گل شد نشان تیر
    لبخند باغبان و تبسم شروع شد

    از اشک و خون اگرچه وضو می‌گرفت عشق
    از «تربت شهید» تیمم شروع شد

    ای آسمان! مصیبت عظمای اهل بیت
    از قتلگاه عصمت پنجم شروع شد

    فصل به خون نشستم گل‌های باغ وحی
    از آیه‌ی «لیذهب عنکم» شروع شد

    با آنکه باغ گل به محبت نیاز داشت
    با تازیانه، ناز و تنعّم شروع شد

    وقتی دل ستارۀ محمل نشین شکست
    با ماهِ روی نیزه، تکلم شروع شد

  7. #4

    عضو آشنا
    تاریخ عضویت : جنسیت February 2016
    صلوات : 313 دلنوشته : 1
    هرگاه در میان مشکلات قرار گرفتید، سیل صلوات به راه اندازید؛ زیرا آن سیل، حتما مشکلات را با خود می برد
    نوشته : 25 تشکر : 106
    مورد تشکر: 10 در 6 پست
    دریافت : 1 آپلود : 0
    وبلاگ : 0
    معصومه 313 آنلاین نیست.



    کم کم غروب واقعه از راه می رسید
    یک زن میان دشت، سراسیمه می دوید

    این خیمه ها نبود که آتش گرفته بود

    آتش میان سینه ی او شعله می کشید

    راهی نمانده بود برایش به غیر صبر

    باید دل از عزیز سفر کرده می برید

    مردی که رفت و از سر نی حسّ بودنش

    قطره به قطره سرخ و غریبانه می چکید

    آن مرد رفت و واقعه را دست زن سپرد

    باید حماسه پشت حماسه می آفرید

  8. #5

    دوست جدید
    تاریخ عضویت : جنسیت July 2017
    نوشته : 1 تشکر : 0
    مورد تشکر: 0 در 0 پست
    دریافت : 0 آپلود : 0
    وبلاگ :
    parschemical آنلاین نیست.



    بسیار زیبا

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال یار غائب