اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1

    عضو كوشا
    تاریخ عضویت : جنسیت December 2015
    صلوات : 97880 دلنوشته : 72
    برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی... آغاز اصالت خوب همین است که... نخواهی چیزی باشی که نیستی
    نوشته : 145 تشکر : 20
    مورد تشکر: 58 در 44 پست
    دریافت : 0 آپلود : 0
    وبلاگ : 0
    خادم مهدی آنلاین نیست.

    کوتاه و کامل درباره ایمان و عمل صالح




    سوره عصر مکی است و سه آیه دارد بسم الله الرحمن الرحیم والعصر (1) ان الانسان لفی خسر (2) الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر (3)
    ترجمه آیات

    به نام خدای رحمان و رحیم.سوگند به عصر(1).
    که انسانها همه در خسران و زیانند(2).
    مگر افراد و اقلیتی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده وبه صبر توصیه نموده اند(3).
    بیان آیات اقوال مختلف در باره مراد ازعصرکه بدان قسم یاد فرموده است

    این سوره تمامی معارف قرآنی و مقاصد مختلف آن را در کوتاه ترین بیان خلاصه کرده، و این سوره از نظر مضمون، هم می تواندمکی باشد و هم مدنی، چیزی که هست به مکی بودن شباهت بیشتری دارد.
    والعصردر این کلمه به عصر سوگند یاد شده، و از نظر مضمونی که دو آیه بعد دارد مناسب ترآن است که منظور از عصر، عصر ظهور رسول خدا(ص)باشد، که عصرطلوع اسلام بر افق مجتمع بشری، و ظهور و غلبه حق بر باطل است، چون مضمون دو آیه بعد این
    صفحه : 609

    است که خسران عالم انسان را فراگیر است و تنها کسانی را فرانمی گیرد که از حق پیروی نموده، و در برابر آن صبر کنند، و این اقلیت عبارتند از کسانی که به خدا و روز جزا ایمان آورده و عمل صالح کنند.
    ولی بعضی(1) گفته اند: مراد از عصر، وقت عصر، یعنی آخر روز است، چون این وقت دلالت دارد بر تدبیر ربوبی که روز را می برد وشب را می آورد، و قدرت و سلطنت را از سلطان روز یعنی خورشید سلب می کند.
    بعضی(2) دیگر گفته اند: مراد نماز عصر است، که نماز وسطی است که از همه نمازهای یومیه فضیلت بیشتری دارد.
    بعضی(3) دیگر گفته اند:مراد شب و روز است، که اصطلاحا به آنها عصران گفته می شود.
    بعضی(4) دیگر گفته اند: منظور از عصر دهر است، که در آن عجائبی وجود دارد، که برقدرت ربوبی دلالت دارد.و بعضی دیگر وجوهی دیگر ذکر کرده اند.
    از روایات آمده که منظور، عصر ظهور مهدی(ع)است که درآن عصر حق بر باطل به طور کامل غلبه کند.(5)
    ان الانسان لفی خسرمراد از کلمهانسانجنس انسان است،و کلمهخسروخسرانوخسارخسارةهم ه به معنای نقص در سرمایه است.
    راغب می گوید: این کلمه هم در مورد انسان استعمال می شود، و گفته می شود: فلانی خسران کرد، و هم در موردعمل انسان بکار می رود و می گویند: تجارت فلانی خسران کرد (6).
    و اگر در آیه مورد بحث کلمهخسربدون الف و لام آمده به منظور بزرگداشت آن بوده، و خواسته است بفهماند انسان در خسرانی عظیم است، احتمال هم دارد به منظورتنویع باشد، و بفهماند آدمی در نوعی مخصوص از خسران قرار دارد، غیر خسران مالی و آبرویی، بلکه خسران در ذات که خدای تعالی در باره اش فرموده: الذین خسروا انفسهم و اهلیهم یوم
    ............................................ (1)مجمع البیان، ج 10، ص 536. (2 و 3 و 4)مجمع البیان، ج 10، ص 536. (5)تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 666. (6)مفردات راغب، مادهخسر.
    صفحه : 610

    القیمة الا ذلک هو الخسران المبینشرحی در مورد مستثنی بودن مؤمنان صالح العمل از زیانمندی جنس انسانالا الذین امنوا و عملوا الصالحاتاین استثنا استثنای از جنس انسان است که محکوم به خسران است، و استثنا شدگان افرادی هستندکه متصف به ایمان و اعمال صالح باشند چنین افرادی ایمن از خسرانند.
    و این بدان جهت است که کتاب خدا بیان می کند که انسان موجودی همیشه زنده است، زندگیش با مردن خاتمه نمی یابد، و مردن او در حقیقت انتقال از خانه ای به خانه ای دیگراست، که بیان این معنا در تفسیر آیه شریفهعلی ان نبدل امثالکم و ننشئکم فی ما لاتعلمون(2) گذشت،و نیز کتاب خدا بیان می کند که قسمتی از این زندگی همیشگی انسان که همان حیات دنیا باشد حیاتی است امتحانی، و سرنوشت ساز که در آن حیات سرنوشت قسمت دیگر یعنی حیات آخرت مشخص می گردد، آنها که در آن حیات به سعادت می رسند، و یا بدبخت می شوند، سعادت و شقاوتشان را در دنیا تهیه کرده اند،همچنان که خدای تعالی فرموده: و ما الحیوة الدنیا فی الاخرة الا متاع (3) ، و نیز فرموده: کل نفس ذائقة الموت ونبلوکم بالشر و الخیر فتنة (4).
    ونیز بیان می کند که مقدمیت این زندگی برای آن زندگی به وسیله مظاهر این زندگی و آثار آن یعنی اعتقادات و اعمال است، اعتقاد حق و عمل صالح ملاک سعادت اخروی و کفر و فسق ملاک شقاوت در آن است، می فرماید: و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری ثم یجزیه الجزاء الاوفی(5) و نیز می فرماید: من کفر فعلیه کفره ومن عمل صالحا فلا نفسهم یمهدون (6) ، و باز می فرماید: من عمل صالحا فلنفسه و من اساء
    ............................................ (1)کسانی که در قیامت در ذات خودو اهل بیتشان خاسر شدند، و آگاه باش که این خسران، خسرانی است آشکار.سوره زمر، آیه 15. (2)به این منظور که گروهی را بجای گروه دیگری بیاوریم و شما را در جهانی که نمی دانیدآفرینش تازه بخشیم.سوره واقعه، آیه 61. (3)زندگی دنیا در آخرت جز وسیله نیست.سوره رعد، آیه 26. (4)هر جانداری مرگ را خواهد چشید،و ما شما را به وسیله فتنه خیر و شر می آزماییم.سوره انبیاء، آیه 35. (5)و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست.و اینکه سعیش به زودی دیده می شود سپس به اوجزای کافی داده خواهد شد.سوره نجم، آیه 39 - 40. (6)کسانی که کافر شوند کفرشان علیه خودشان است و کسانی که عمل صالح می کنند به نفع خود ذخیره می کنند.سوره روم، آیه 44.
    صفحه : 611

    فعلیها(1) ، جملهو عملوا الصالحاتبر عمل به همه اعمال صالح دلالت دارد و از آن استفاده می شود که مؤمنان گنهکار نیز در خسرانندودر آیاتی بسیار زیاد سرنوشت آخرت را چه خوش و چه بدش را جزا و اجر خوانده.
    و نیز با همه این بیانات که از نظرتان گذشت بیان می کندکه سرمایه آدمی زندگی اواست، با زندگی است که می تواند وسیله عیش خود در زندگی آخرت را کسب کند، اگر درعقیده و عمل حق را پیروی کند تجارتش سودبخش بوده، و در کسبش برکت داشته است، ودر آینده اش از شر ایمن است، و اگر باطل را پیروی کند، و از ایمان به خدا و عمل صالح اعراض نماید، تجارتش ضرر کرده(نه تنهااز سرمایه عمر چیزی زاید بر خود سرمایه به دست نیاورده، بلکه از خود سرمایه خورده، و سرمایه را وسیله بدبختی خود کرده است)و در آخرتش از خیر محروم شده، لذا در سوره مورد بحث می فرماید: ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا وعملواالصالحاتو مراد از ایمان، ایمان به خدا، و مراد از ایمان به خدا ایمان به همه رسولان او، و مراد از ایمان به رسولان او اطاعت و پیروی ایشان است، و نیز ایمان به روز جزا است همچنان که قرآن در جای دیگر تصریح کرده به اینکه کسانی که به بعضی از رسولان خداایمان دارند، و به بعضی ندارند، مؤمن به خدا نیستند (2).
    و ظاهر جملهو عملواالصالحاتاین است که به همه اعمال صالح متصف باشد.
    پس این جمله استثنائیه شامل فاسقان که بعضی از صالحات را انجام می دهند، و نسبت به بعضی دیگر فسق می ورزند نمی شود، و لازمه این، آن است که منظوراز خسران اعم از خسران به تمام معنا باشد یعنی شامل خسران از بعضی جهات هم بشود، و بنابر این دو طایفه خاسرند، یکی آنهایی که از جمیع جهات خاسرند نظیر کفار معاند حق و مخلد در عذاب، دوم آنهایی که در بعضی جهات خاسرند، مانندمؤمنینی که مرتکب فسق می شوند و مخلد در آتش نیستندچند صباحی عذاب می بینند،بعد عذابشان پایان می پذیرد و مشمول شفاعت و نظیر آن می شوند.
    و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبرکلمهتواصیبه معنای سفارش کردن این به آن و آن به این است.وتواصیبه حقاین است که: یکدیگر را به حق سفارش کنند، سفارش کنند به اینکه از حق پیروی نموده و در راه حق استقامت و مداومت کنند، پس دین حق چیزی به جز پیروی اعتقادی و عملی
    ............................................ (1)کسی که عمل صالح کند، به نفع خود کرده، و آن کس که بدی کند به ضرر خودش کرده.
    سوره حم سجده، آیه 66. (2)سوره نساء، آیه 150 و 151.
    صفحه : 612

    خصوصیت و اهمیت تواصی به حق و تواصی به صبر که بعد از عنوان کلیو عملوا الصالحاتاختصاص به ذکر یافتنداز حق، و تواصی بر حق نیست، و تواصی بر حق عنوانی است وسیع تر از عنوان امر به معروف ونهی از منکر، چون امر به معروف و نهی از منکر شامل اعتقادیات و مطلق ترغیب و تشویق برعمل صالح نمی شود، ولی تواصی بر حق، هم شامل امر به معروف می شود و هم شامل عناوین مذکور.
    در اینجا سؤالی به نظر می رسد، و آن این است که: تواصی به حق، خود یکی ازاعمال صالح است، و با اینکه قبلا عنوان کلیو عملوا الصالحاترا ذکر کرده بود،چه نکته ای باعث شد که خصوص تواصی به حق را نام ببرد؟جوابش این است که: این از قبیل ذکر خاص بعد از عام است، که در مواردی بکارمی رود که گوینده نسبت به خاص عنایت بیشتری داشته باشد، و شاهد بر اینکه خدای تعالی از میان همه اعمال صالح به تواصی به حق عنایت بیشتر داشته، و بدین منظور خصوص آن رابعد از عموم اعمال صالح ذکر نموده این است که همین تواصی را در مورد صبر تکرار کرد، و بااینکه می توانست بفرماید: و تواصوا بالحق و الصبر، فرمود: و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
    و بنا بر همه آنچه گفته شد، ذکر تواصی به حق و به صبر، بعداز ذکر اتصافشان به ایمان و عمل صالح برای این بوده که اشاره کند به حیات دلهای مؤمنین، وپذیرا گشتن سینه هاشان برای تسلیم خدا شدن، پس مؤمنین اهتمامی خاص و اعتنایی تام به ظهور سلطنت حق و گسترده شدن آن بر همه مردم دارند، و می خواهند همه جا حق پیروی شود، و پیروی آن دائمی گردد، و خدای تعالی در باره آنان فرموده: افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نورمن ربه فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله اولئک فی ضلال مبین (1).
    در آیه مورد بحث صبر را مطلق آورده، و بیان نکرده که صبر در چه مواردی محبوب است، و نتیجه این اطلاق آن است که مراد از صبر اعم از صبر بر اطاعت خدا و صبرازمعصیت و صبر در برخورد با مصائبی است که به قضا و قدر خدا به آدمی می رسد.
    ............................................ (1)آیا کسی که خدا سینه اش را برای اسلام گشاده کرده، و در نتیجه دارای نوری از ناحیه پروردگارش شده، مانند دیگران است؟پس وای بر سنگدلانی که یاد خدا در دلهاشان راه ندارد، آنان درضلالتی آشکارند.سوره زمر، آیه22

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

کانال یار غائب